
جان برجر، متن برنامه 'روش های دیدن'را در قالب کتابی منتشر کرد که از متن های مهم در نقد فرهنگ تصویری و تاریخ هنر غرب به شمار می رود
موسسه فیلم بریتانیا (BFI)، اخیرا به مناسبت چهلمین سالگرد تولید برنامه تلویزیونی مستند جنجالی و مشهور "روش های دیدن"، به تجلیل از مقام ادبی، هنری و سیاسی جان برجر، مجری سرشناس این برنامه و رمان نویس، شاعر، فیلمنامه نویس و منتقد هنری بریتانیایی پرداخت.
در این برنامه، علاوه بر نمایش قسمت های مختلف برنامه تلویزیونی "روش های دیدن"، مستندهایی درباره جان برجر (که در متن های فارسی به اشتباه جان برگر معرفی شده) به نمایش درآمد. از جمله این مستندها، فیلم "چشم گویا" ساخته مایکل دیب، کارگردان مجموعه تلویزیونی " روش های دیدن" بود که به مرور زندگی و آثار جان برجر به ویژه سال های اقامت او در روستایی در کوهستان های آلپ پرداخته است.
"رو در رو" نیز برنامه تلویزیونی مستندی درباره جان برجر بود که دیوید هرمن در سال ۱۹۹۵ برای بی بی سی تهیه کرد. در این برنامه، جان برجر به پرسش های جرمی آیزاک درباره زندگی، تم های آثارش و اندیشه هایش پاسخ می دهد.
جان برجر؛ زندگی و دستاوردها
جان برجر در سال ۱۹۲۶در منطقه هکنی لندن به دنیا آمد. وی در مدارس هنری تحصیل کرد و سپس به کشیدن نقاشی و آموزش آن پرداخت.
دیدگاه های جامعه شناسانه و سازش ناپذیر برگر در مورد آثار هنری، او را به یکی از مطرح ترین و بانفوذ ترین منتقد هنری تبدیل کرده است. نویسنده ای که سوزان سونتاگ او را هنرمند و متفکری برجسته خوانده است.
جان برجر به خاطر آثارش، جوایز بینالمللی بسیاری کسب کرده. وی در سال ۲۰۰۸ به خاطر رمان "از الف تا ی"، در فهرست اولیه نامزدهای جایزه "من بوکر" قرار گرفت. برجر، قبلا جایزه بوکر ۱۹۷۲ را برای رمان "جی" (G) دریافت کرده بود.
برجر در پاسخ به پرسش جرمی آیزاک، در برنامه تلویزیونی "رو در رو"، درباره این که آیا هنوز خود را مارکسیست می داند یا نه، گفت: "بستگی به این دارد که چقدر مارکس را مطالعه کرده باشی و چقدر آثارش را خوانده باشی. پنجاه سال است (این مصاحبه در سال ۱۹۹۵ انجام شد) که برچسب مارکسیست روی من خورده و این دو معنی دارد. وقتی آنها می پرسند آیا مارکسیست هستی و من می دانم منظور آنها از این سوال چیست، جوابم این است که نه. من واقعا هرگز مارکسیست نبوده ام اما اگر کسی که واقعا مارکس را مثل من خوانده باشد، از من این سوال را بپرسد به او می گویم بله و هنوز هم مارکسیست هستم."
شهرت جان برجر، به خاطر دیدگاه های سیاسی انتقادی و نقدهای رادیکال او بر هنر، تاریخ و تمدن در مقاله ها و داستان هایش و نیز در مجموعه تلویزیونی هنری "روش های دیدن" است که در آن وی، به عنوان نویسنده و مجری به تحلیل آثار و جریان های هنری مهم جهان پرداخت.
در این برنامه تلویزیونی تاثیرگذار که در سال ۱۹۷۲، در چهار قسمت نیم ساعته برای شبکه بی بی سی تهیه شد، جان برجر، به نقد زیبایی شناسی فرهنگی و هنری سنتی غرب پرداخت.
متن این برنامه بعدها در قالب کتابی با همین عنوان منتشر شد که متشکل از هفت مقاله درباره هنر و نقاشی است و از متن های کلیدی در مطالعات فمینیستی و نقد فرهنگ تصویری و تاریخ هنر غرب به شمار می رود.
بازتولید مکانیکی آثار هنری
جان برجر در قسمت اول برنامه تلویزیونی غیرمتعارف "روش های دیدن"، به مفهوم بازتولید مکانیکی اثر هنری پرداخت.
قسمت دوم این برنامه، به بررسی تصویر زن برهنه در نقاشی های هنرمندان بزرگ اروپایی مربوط بود.
به اعتقاد برجر، تنها بیست تا سی نقاش برجسته، زن را به عنوان زن در آثارشان ترسیم کرده اند نه سوژه ای برای میل و فانتزی مردانه.

برنامه تلویزیونی "روش های دیدن" در سال ۱۹۷۲، در چهار قسمت نیم ساعته برای شبکه بی بی سی تهیه شد
قسمت سوم نیز مربوط به موضوع استفاده از رنگ روغن در نقاشی بود به عنوان وسیله ای برای بازتاب وضعیت افرادی که سفارش تولید آثار هنری دریافت می کردند.
در قسمت چهارم این برنامه، جان برجر به بحث در مورد تبلیغات و آگهی های تجاری پرداخت. به عقیده او عکاسی رنگی، جای نقاشی رنگ روغن را گرفت اگر چه همان محتوی را حفظ کرد.
" روش های دیدن" شروع غافلگیر کننده ای دارد. نمایی از یک گالری یا موزه را می بینیم که تابلوهای نقاشان بزرگ اروپایی بر دیوار آن آویخته است و آنگاه جان برجر را می بینیم که با تیغ موکت بری، قسمتی از تابلوی "ونوس و مارس" اثر بوتیچلی را می برد و همزمان صدایش را می شنویم که درباره این برنامه تلویزیونی و هدف آن توضیح می دهد:
"در این چهار قسمت، می خواهم برخی تصوراتی را که در مورد سنت نقاشی های اروپایی وجود دارد، زیر سوال ببرم. پروسه دیدن نقاشی یا هر چیزی دیگری، پروسه ای کمتر طبیعی و خودانگیخته است. بخش مهمی از تجربه دیدن، متکی بر عادت ها و قواعد است. همه تابلوهای نقاشی اروپایی از قانون پرسپکتیو استفاده کرده اند که بر محور مرکزیت چشم ما تعیین شده است و سنت نقاشی اروپایی آن را واقعیت فرض کرده است. پرسپکتیو، چشم انسان را مرکز جهان مرئی درنظر می گیرد. اما با اختراع دوربین عکاسی، همه چیز تغییر کرده و ما می توانیم چیزهایی را ببینیم که هرگز در مقابل چشم ما نبوده و نیستند."
"دیدگاه های جامعه شناسانه و سازش ناپذیر برگر در مورد آثار هنری، او را به یکی از مطرح ترین و بانفوذ ترین منتقد هنری تبدیل کرده است. نویسنده ای که علاوه بر نوشتن رمان، داستان کوتاه و فیلمنامه، دهها مقاله درباره هنر، عکاسی، سیاست نوشته و سوزان سونتاگ او را هنرمند و متفکری برجسته خوانده است"
درک جان برجر از تجربه دیدن (seeing) و مشاهده (observation)، خیلی به درک ژیگا ورتوف، سینماگر و نظریه پرداز سینمایی روس نزدیک است.
برجر در این قسمت از برنامه "روش های دیدن"، قسمتی از فیلم "مردی با دوربین فیلمبرداری" ژیگا ورتوف را نشان می دهد که در آن ورتوف، مانیفست تئوریک خود درباره "سینما-چشم" را می خواند. سینمایی که در آن دوربین به منزله چشم انسان، نظاره گر جهان و واقعیت های آن است با این تفاوت که تنگناها و محدودیت های چشم انسان را ندارد و پدیده ها را به شیوه ای کاملا متفاوت با آن می بیند و ضبط می کند:
"... من سینما-چشم هستم، من یک چشم مکانیکی ام، دنیایی را به شما نشان می دهم که فقط خود می توانم آن را ببینم... رها از چهارچوب فضا و زمان، من خود را با هر یا تمامی نقاط عالم هماهنگ می کنم و در عین حال می توانم آنها را ضبط کنم. ماموریت من خلق تصور جدیدی از جهان است، از این رو می توانم به شیوه ای نو، دنیای ناشناخته را کشف کنم."
(ترجمه احمد ضابطی جهرمی. نقل از سی سال سینما)
"جان برجر در مجموعه مقالات "همه چیز را نگه دار عزیز: پیام هایی درباره بقا و مقاومت" که در فاصله سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۶ نوشته شد، به رویدادهای سیاسی و اجتماعی معاصر جهان از نیویورک بعد از حادثه یازده سپتامبر تا نیو اورلئان بعد از طوفان کاترینا و لندن بعد از بمب گذاری ۷ ژوئیه و جنگ در خاورمیانه، واکنش نشان داده است"
به اعتقاد برجر، اختراع دوربین نه تنها موضوع دیدن ما را تغییر داد، بلکه موجب تغییر در روش دیدن ما نیز شد، همین طور روش نگاه ما را به نقاشی هایی که قبل از اختراع دوربین خلق شدند تغییر داد.
به گفته او "نقاشی روی دیوار درست مثل چشم انسان، می تواند تنها در یک زمان مشخص و در یک جای مشخص باشد.اما دوربین عکاسی آن را بازتولید و تکثیر می کند و در دسترس همگان قرار می دهد و این امکان را می دهد که در آن واحد، در اندازه های مختلف، برای هدف های مختلف و در جاهای مختلف باشد."
دیدگاه برجر در زمینه بازتولید و تکثیر آثار هنری و تغییر جایگاه موزه ای و قابل دسترس بودن آنها در دنیای معاصر، بیشتر متاثر از اندیشه های والتر بنیامین، متفکر برجسته آلمانی و مقاله مشهور او یعنی "کار هنری در دوران تکثیر مکانیکی " است.
او نیز همانند والتر بنیامین، اصالت و تقدس کلاسیک آثار هنری را زیر سوال برده و به امکانات شگرف بازتولید مکانیکی آنها در عصر مدرن اشاره می کند که باعث ازبین رفتن فاصله متافیزیکی میان اثر هنری و مخاطب شده است.
به گفته برجر، تابلوی "ونوس و مارس" بوتیچلی، روزگاری نقاشی منحصر به فردی بود که تنها در یک مکان قابل دیدن بود اما اکنون به مدد عکاسی و تکنولوژی تکثیر تصویر، ک
:: برچسبها:
سگ ,
غذا ,
کلیسا ,
:: بازدید از این مطلب : 663
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0